دست خط های یادگاری

به طواف اندیشه با احرام آزادی ، همه برای یافتن است و رفتن و رنه در ماندن جز پوسیدن هیچ نیست...
جمعه, ۱۶ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۱۴ ب.ظ

مواظب باشیم دچار #استبداد_علمی نشویم ! (نقد حوزوی)


از جمله عواملی که در مقابل #رشد_علم و اندیشه ایستاده و آن را به رکود می کشاند، #استبداد_علمی است یعنی سخنی و #اندیشه ای را عرضه کرده و مخاطب را به انحاء مختلف مجبور به پذیرش آن سخن و #اندیشه نماییم و اجازه ندهیم پیرامون آن #فکر کند چه اینکه #تفکر مخاطب باعث تولید سوال شده و سوال سبب روشن شدن ابعاد مختلف مطلب و احیاناً راستی و نا راستی آن می شود و به این ترتیب یک مدعای ضعیف علمی چه بسا در برابر نقد های ناقدان آنچنان نحیف باشد که نتواند نفس بکشد و چه بسا از قوت ذاتی و اولیه برخوردار باشد و بتواند با سوالات خوب و پخته و با نقدهای سازنده سربرآورده و رشد کند و به نظریه ای عمیق و ریشه دار تبدیل شود اما در صورت فقدان چنین زمینه ای برای #تفکر و سوال و نقد، بیشتر زمینه توهم خود درست پنداری و جهل مرکب فراهم می شود و ناگفته پیداست که فاصله جهل مرکب با علم و دانایی بسیار است .

البته حتماً لازم نیست که اجبار مخاطب نسبت به پذیرش #اندیشه ای حتماً اجبار فیزیکی یا نظامی و همراه با خشونت باشد بلکه همین مقدار که فرصت #تفکر و فضای #تفکر و گفتگو را از مخاطب بگیریم و از فنون و شیوه های روانشناختی در قبولاندن #اندیشه و سخن بهره ببریم، فی الواقع مخاطب را در برابر هجوم #اندیشه خودمان خلع سلح نموده ایم و در این هنگام #تفکر و سخن ما همانند گلوله ای بر ذهن و جان او می نشیند و از همین رو است که در مناظرات، آن ظفر و غلبه ای ارزشمند است که در مقابل خصم اهل فکر و استدلال توانسته باشیم به دست آوریم و الا غلبه بر آنکه اولیات موضوع مورد مناظره را نمی داند،  شبیه پیروزی دون کیشت است و لا طائل تحته.

تطبیق کبرای ذکر شده بر مجامع گوناگون علمی کشور و دنیا مجال دیگری را می طلبد اما آنچه در قدم اول باید برداشت همان سوزنی است که باید بر خودمان و #فضای_علمی_حوزه بزنیم بعد چوالدوز به دست به سراغ سایر مجامع علمی برویم که سالهاست می شنویم اندشوران حوزوی به #آزادی_علمی حاکم بر فضای حوزه می بالند و آن را مایزی برای حوزه می دانند و اشکالات و ان قلت و قلت های جاری در کلاس درس های حوزه را به عنوان بهترین نشان برای این #آزادی_علمی معرفی می کنند و شعار «نحن ابناء الدلیل نمیل حیث یمیل» را شعار غیر رسمی علمی حوزه خوانده اند.

اما سوگمندانه باید گفت که فضای عمومی حوزه با فضای خصوصی حوزه در این مورد اندکی متفاوت است؛ به عبارت دیگر بین نمرات بخش های جزئی مختلف حوزه با #معدل_کلی_حوزه در این باره باید تفاوت قائل شد : #معدل_کلی_حوزه در این مورد بسیار ضعیف است و لا اقل در همین 30 سال اخیر لحن حوزه در مقابل صداهای مختلف علمی که از آن بلند می شود، لحنی مستبدانه است ... درس فلان آقا را تعطیل می کنند به بهانه اینکه ترویج سکولاریسم می کند در میان طلاب حوزه علمیه، درس آن دیگری را تضعیف می کنند به انحاء مختلف به بهانه اینکه با نظام سیاسی کشور زاویه دارد، همایش فلان موسسه را به مرز تعطیلی می کشانند به اتهام تضعیف شان مفاخر علمی و معنوی حوزه، به فلان استاد آن طور جسارت می کنند به بهانه یک نقد به فلان گوشه یک علم حوزوی و چرا شما این علم را قبول نداری؟ این یعنی نزدیک شدن به مرز #استبداد_علمی در حوزه از نوع خشن و محسوس استبداد اما #استبداد_علمی از نوع نرم و نامحسوس در حوزه نیز سخن دیروز و امروز نیست :

1.       همین که نظریه خودمان را معیار حجیت می دانیم .

2.       و به تعدد قرائات روشمند بهایی نمی دهیم .

3.       و درس ها یک طرفه و منبر گونه و سخنرانی شده اند و اساتید عموماً طلاب را به پرسیدن و نوشتن و اشکال کردن تشویق نمی کنند، هفته ای دو جلسه را به بحث و گفت و گو و مشاوره علمی اختصاص نمی دهند که واویلا از محدوده عقب افتادیم و ووو

4.       و کلاس های خطابه ای را سنت اصیل و تراث ماندگار!!! می دانیم .

5.       و وجود صدها درس خارج با محتوای کلی یکسان و متفاوت در جزئیات را نشان بالندگی علمی می دانیم .

6.       شمارش شخصیت های علمی بزرگ در حد و اندازه شهید مطهری در طول ده سال اخیر را نمی توانیم به بیشتر از انگشتان پا و دست برسانیم و هر شخصیت بزرگ علمی را به چشم استثناء می بینیم نه یک قاعده.

7.       و اینکه حتی حاضر نیستیم در طول سالتحصیلی در طی چندین جلسه، سخنان مخاطبان را [توسط اساتید، مدیران میانی و عالی و سیاستگذاران و تصمیم گیران و تصمیم سازان حوزه] شنیده و آنها را نسبت به #منطق_برنامه_ریزی_های_علمی [حالا برنامه های غیر علمی به کنار!!] مطلع نماییم و به جای آن به جلسات سخنرانی های روتین بیلان پر کن یک طرفه مسئولان امر در مناسبت ها اکتفاء می کنیم [حالا همین روند را با سیره امام خامنه ای بسنجید در جلسه با طلاب و دانشجویان و اساتید دانشگاه ها که با آن همه مشغله کاری چگونه با شرح صدر حد اقل اذن خیر می شوند]

8.      و هیچ نهاد شاخص و قدرتمند و با برنامه ای برای بازخواست مسئولان [نهاد نظارتی نسبت به عملکرد شورای عالی حوزه، مدیریت حوزه و اساتید] و رصد #پیشرفت_علمی مدارس علمیه و طلاب و پیگیری مشکلات و رفع موانع در راستای تحقق جنبش نرم افزاری [حالا رفع مشکلات معیشتی و خدماتی و امثالهم به کنار!!] وجود ندارد ؛ آنچنانکه وظیفه تعریف شده برای رصد #پیشرفت_علمی طلاب در حد وصل و قطع شهریه [که علی القاعده آن هم آب باریکه ای برای امرار معاش خانواده طلبه است و خانواده طلبه هم می سوزد به پای هزاران عاملی که حداقل خانواده طلبه در تحقق آنها غیر دخیل است] و برای معاونت استعدادهای برتر و نخبگان حوزه در حد پرداخت تشویقی و دوره های روتین و امور سطحی است !

9.      باید از این دید لاغر و نحیف نسبت به تعریف و مقومات علم مداری ترسید البته دغدغه های عمیق علمی دیگری هم وجود دارد که بماند برای نوشته های بعد ...

آنچه تاکنون در طول این نه سال تحصیلی در حوزه علمیه قم دیدم :

1.       برنامه های علمی فرمایشی و دستوری

2.       استعداد کشی

3.       مدیریت ذهن طلبه و استاد

4.       بی خبری محض مجامع علمی حوزوی از آخرین مرزهای علم و دانش در دنیا

5.       تمایل به تک صدایی علمی

6.       ذلت استاد به عنوان رکن علمی در پیچ و خم های اداری و سیاه نمایی های !!!! دیگری که به عرصه علمی شاید چندان مرتبط نباشد... درد در حوزه آنجایی جانکاه می شود که خود آنکس که باید پاسخگوی افت علمی طلبه، عدم تحقق #جنبش_نرم_افزاری از سوی حوزه باشد، طلبکار شده است و از کم کاری طلاب و اساتید فریاد سر می دهد....

تذکر پایانی : در یک مرکز علمی بدون #استبداد_علمی قرار بر پذیرش سخن توسط مخاطب وجود ندارد، کار استاد عرضه علم بصورت متقن و روشمند است و باید مجال #اندیشه را برای طلبه فراهم آورد و حتی روش اندیشیدن را بیاموزد ... در مورد بعض جریان های حوزوی [موسسه فقه و تمدن سازی در قم بالخصوص و اساتید ایستاده در مقابل این موسسه] در خصوص ادعاهای علمی شان هم همین سخن صدق می کند و نباید اصراری از سوی آنان نسبت به پذیرش نظریاتشان وجود داشته باشد چه اینکه این اصرار منافات با #آزادی_علمی دارد  [اگر معتقدید مبحثی از فلان علم زائد است بسم الله جریان سازی کنید و خود را به آن قوت #تاثیر_گذاری_علمی برسانید که دیگران در برابر استدلال علمی شما خاضع شوند نه اینکه چنان بر طبل قبولاندن سخن خود بکوبید که مستبدان علمی شما را به #استبداد_علمی متهم کنند و شما را به چشم اپوزیسیون سیستم حوزه بنگرند و به دیگران معرفی کنند و متاسفانه چنین معرفی می کنند؛ البته در مورد ساز و کار مدیریتی و محتوای آموزشی سخن دیگری باید گفت].

سخن طولانی شد و اعتذار لازم اما درد باید گفته شود و شنیده شود تا بلکه از آن پیشگیری شده و یا درمان شود؛

حسن الختام این نوشته یک درخواست از دوستان عزیزی است که این سخن را قابل دانسته و می خواهند زحمت نقد و نظر در این باره را به خود دهند که اول خوب تصور و فهم شود آنچه گفته شد (#رعایت_انصاف در نقد و گریز از پیش فرض های شخصی) و ثانیاً حرفه ای گفته شود (#رعایت_ادب و دوری از تکنیک های روان شناختی در نقد مطلب).

لطفتان مستدام



نوشته شده توسط دست خط یادگاری
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

دست خط های یادگاری

به طواف اندیشه با احرام آزادی ، همه برای یافتن است و رفتن و رنه در ماندن جز پوسیدن هیچ نیست...

دست خط های یادگاری

به سراغ "من" اگر می آیید بدانید که به سراغ شیطان می آیید که "منِ فقر" همه از خصلت شیطان است ؛ اما اگر به سراغ فقیر حقیر سراپا تقصیر می آیید آهسته و آرام بیایید تا کنار سفره ی فکر و اندیشه ، لَختی گوش بکار آید و دل صفا یابد و عقل روان شود ... همه احرام آزادگی می بندیم و طواف اندیشه می نماییم تا که شاید به معراج حکمت و بهشتِ عمل نائل آیم ... کفشِ جدل و گفت و شنود را بنه که همه ثقل سفر است ...

نویسندگان


از جمله عواملی که در مقابل #رشد_علم و اندیشه ایستاده و آن را به رکود می کشاند، #استبداد_علمی است یعنی سخنی و #اندیشه ای را عرضه کرده و مخاطب را به انحاء مختلف مجبور به پذیرش آن سخن و #اندیشه نماییم و اجازه ندهیم پیرامون آن #فکر کند چه اینکه #تفکر مخاطب باعث تولید سوال شده و سوال سبب روشن شدن ابعاد مختلف مطلب و احیاناً راستی و نا راستی آن می شود و به این ترتیب یک مدعای ضعیف علمی چه بسا در برابر نقد های ناقدان آنچنان نحیف باشد که نتواند نفس بکشد و چه بسا از قوت ذاتی و اولیه برخوردار باشد و بتواند با سوالات خوب و پخته و با نقدهای سازنده سربرآورده و رشد کند و به نظریه ای عمیق و ریشه دار تبدیل شود اما در صورت فقدان چنین زمینه ای برای #تفکر و سوال و نقد، بیشتر زمینه توهم خود درست پنداری و جهل مرکب فراهم می شود و ناگفته پیداست که فاصله جهل مرکب با علم و دانایی بسیار است .

البته حتماً لازم نیست که اجبار مخاطب نسبت به پذیرش #اندیشه ای حتماً اجبار فیزیکی یا نظامی و همراه با خشونت باشد بلکه همین مقدار که فرصت #تفکر و فضای #تفکر و گفتگو را از مخاطب بگیریم و از فنون و شیوه های روانشناختی در قبولاندن #اندیشه و سخن بهره ببریم، فی الواقع مخاطب را در برابر هجوم #اندیشه خودمان خلع سلح نموده ایم و در این هنگام #تفکر و سخن ما همانند گلوله ای بر ذهن و جان او می نشیند و از همین رو است که در مناظرات، آن ظفر و غلبه ای ارزشمند است که در مقابل خصم اهل فکر و استدلال توانسته باشیم به دست آوریم و الا غلبه بر آنکه اولیات موضوع مورد مناظره را نمی داند،  شبیه پیروزی دون کیشت است و لا طائل تحته.

تطبیق کبرای ذکر شده بر مجامع گوناگون علمی کشور و دنیا مجال دیگری را می طلبد اما آنچه در قدم اول باید برداشت همان سوزنی است که باید بر خودمان و #فضای_علمی_حوزه بزنیم بعد چوالدوز به دست به سراغ سایر مجامع علمی برویم که سالهاست می شنویم اندشوران حوزوی به #آزادی_علمی حاکم بر فضای حوزه می بالند و آن را مایزی برای حوزه می دانند و اشکالات و ان قلت و قلت های جاری در کلاس درس های حوزه را به عنوان بهترین نشان برای این #آزادی_علمی معرفی می کنند و شعار «نحن ابناء الدلیل نمیل حیث یمیل» را شعار غیر رسمی علمی حوزه خوانده اند.

اما سوگمندانه باید گفت که فضای عمومی حوزه با فضای خصوصی حوزه در این مورد اندکی متفاوت است؛ به عبارت دیگر بین نمرات بخش های جزئی مختلف حوزه با #معدل_کلی_حوزه در این باره باید تفاوت قائل شد : #معدل_کلی_حوزه در این مورد بسیار ضعیف است و لا اقل در همین 30 سال اخیر لحن حوزه در مقابل صداهای مختلف علمی که از آن بلند می شود، لحنی مستبدانه است ... درس فلان آقا را تعطیل می کنند به بهانه اینکه ترویج سکولاریسم می کند در میان طلاب حوزه علمیه، درس آن دیگری را تضعیف می کنند به انحاء مختلف به بهانه اینکه با نظام سیاسی کشور زاویه دارد، همایش فلان موسسه را به مرز تعطیلی می کشانند به اتهام تضعیف شان مفاخر علمی و معنوی حوزه، به فلان استاد آن طور جسارت می کنند به بهانه یک نقد به فلان گوشه یک علم حوزوی و چرا شما این علم را قبول نداری؟ این یعنی نزدیک شدن به مرز #استبداد_علمی در حوزه از نوع خشن و محسوس استبداد اما #استبداد_علمی از نوع نرم و نامحسوس در حوزه نیز سخن دیروز و امروز نیست :

1.       همین که نظریه خودمان را معیار حجیت می دانیم .

2.       و به تعدد قرائات روشمند بهایی نمی دهیم .

3.       و درس ها یک طرفه و منبر گونه و سخنرانی شده اند و اساتید عموماً طلاب را به پرسیدن و نوشتن و اشکال کردن تشویق نمی کنند، هفته ای دو جلسه را به بحث و گفت و گو و مشاوره علمی اختصاص نمی دهند که واویلا از محدوده عقب افتادیم و ووو

4.       و کلاس های خطابه ای را سنت اصیل و تراث ماندگار!!! می دانیم .

5.       و وجود صدها درس خارج با محتوای کلی یکسان و متفاوت در جزئیات را نشان بالندگی علمی می دانیم .

6.       شمارش شخصیت های علمی بزرگ در حد و اندازه شهید مطهری در طول ده سال اخیر را نمی توانیم به بیشتر از انگشتان پا و دست برسانیم و هر شخصیت بزرگ علمی را به چشم استثناء می بینیم نه یک قاعده.

7.       و اینکه حتی حاضر نیستیم در طول سالتحصیلی در طی چندین جلسه، سخنان مخاطبان را [توسط اساتید، مدیران میانی و عالی و سیاستگذاران و تصمیم گیران و تصمیم سازان حوزه] شنیده و آنها را نسبت به #منطق_برنامه_ریزی_های_علمی [حالا برنامه های غیر علمی به کنار!!] مطلع نماییم و به جای آن به جلسات سخنرانی های روتین بیلان پر کن یک طرفه مسئولان امر در مناسبت ها اکتفاء می کنیم [حالا همین روند را با سیره امام خامنه ای بسنجید در جلسه با طلاب و دانشجویان و اساتید دانشگاه ها که با آن همه مشغله کاری چگونه با شرح صدر حد اقل اذن خیر می شوند]

8.      و هیچ نهاد شاخص و قدرتمند و با برنامه ای برای بازخواست مسئولان [نهاد نظارتی نسبت به عملکرد شورای عالی حوزه، مدیریت حوزه و اساتید] و رصد #پیشرفت_علمی مدارس علمیه و طلاب و پیگیری مشکلات و رفع موانع در راستای تحقق جنبش نرم افزاری [حالا رفع مشکلات معیشتی و خدماتی و امثالهم به کنار!!] وجود ندارد ؛ آنچنانکه وظیفه تعریف شده برای رصد #پیشرفت_علمی طلاب در حد وصل و قطع شهریه [که علی القاعده آن هم آب باریکه ای برای امرار معاش خانواده طلبه است و خانواده طلبه هم می سوزد به پای هزاران عاملی که حداقل خانواده طلبه در تحقق آنها غیر دخیل است] و برای معاونت استعدادهای برتر و نخبگان حوزه در حد پرداخت تشویقی و دوره های روتین و امور سطحی است !

9.      باید از این دید لاغر و نحیف نسبت به تعریف و مقومات علم مداری ترسید البته دغدغه های عمیق علمی دیگری هم وجود دارد که بماند برای نوشته های بعد ...

آنچه تاکنون در طول این نه سال تحصیلی در حوزه علمیه قم دیدم :

1.       برنامه های علمی فرمایشی و دستوری

2.       استعداد کشی

3.       مدیریت ذهن طلبه و استاد

4.       بی خبری محض مجامع علمی حوزوی از آخرین مرزهای علم و دانش در دنیا

5.       تمایل به تک صدایی علمی

6.       ذلت استاد به عنوان رکن علمی در پیچ و خم های اداری و سیاه نمایی های !!!! دیگری که به عرصه علمی شاید چندان مرتبط نباشد... درد در حوزه آنجایی جانکاه می شود که خود آنکس که باید پاسخگوی افت علمی طلبه، عدم تحقق #جنبش_نرم_افزاری از سوی حوزه باشد، طلبکار شده است و از کم کاری طلاب و اساتید فریاد سر می دهد....

تذکر پایانی : در یک مرکز علمی بدون #استبداد_علمی قرار بر پذیرش سخن توسط مخاطب وجود ندارد، کار استاد عرضه علم بصورت متقن و روشمند است و باید مجال #اندیشه را برای طلبه فراهم آورد و حتی روش اندیشیدن را بیاموزد ... در مورد بعض جریان های حوزوی [موسسه فقه و تمدن سازی در قم بالخصوص و اساتید ایستاده در مقابل این موسسه] در خصوص ادعاهای علمی شان هم همین سخن صدق می کند و نباید اصراری از سوی آنان نسبت به پذیرش نظریاتشان وجود داشته باشد چه اینکه این اصرار منافات با #آزادی_علمی دارد  [اگر معتقدید مبحثی از فلان علم زائد است بسم الله جریان سازی کنید و خود را به آن قوت #تاثیر_گذاری_علمی برسانید که دیگران در برابر استدلال علمی شما خاضع شوند نه اینکه چنان بر طبل قبولاندن سخن خود بکوبید که مستبدان علمی شما را به #استبداد_علمی متهم کنند و شما را به چشم اپوزیسیون سیستم حوزه بنگرند و به دیگران معرفی کنند و متاسفانه چنین معرفی می کنند؛ البته در مورد ساز و کار مدیریتی و محتوای آموزشی سخن دیگری باید گفت].

سخن طولانی شد و اعتذار لازم اما درد باید گفته شود و شنیده شود تا بلکه از آن پیشگیری شده و یا درمان شود؛

حسن الختام این نوشته یک درخواست از دوستان عزیزی است که این سخن را قابل دانسته و می خواهند زحمت نقد و نظر در این باره را به خود دهند که اول خوب تصور و فهم شود آنچه گفته شد (#رعایت_انصاف در نقد و گریز از پیش فرض های شخصی) و ثانیاً حرفه ای گفته شود (#رعایت_ادب و دوری از تکنیک های روان شناختی در نقد مطلب).

لطفتان مستدام

نظرات  (۱)

۱۶ تیر ۹۶ ، ۲۳:۱۵ مهندس رضا عباسی

با عرض سلام و احترام خدمت کلیه ی همراهان همیشگی

کلیه ی نویسندگان وب می توانند با دنبال کردن وب ما از مزایای زیر به صورت رایگاه بهره مند شوند:

1.حل سوالات ریاضی تمامی آزمون ها در تمامی مقاطع و ارسال آن به عزیزان

2.مشاوره رایگان برای شیوه مطالعه، کنکور، انتخاب رشته و دانشگاه

3.ارسال جزوات و نمونه سوالاتی که در فضای مجازی موجود نیستند.

4.ارسال وویس ها و کلیپ های آموزشی کنکور

هر کدام از این موارد رو که خواستین می تونین همینجا یا از طریق تلگرام سفارش بدین

با سپاس فراوان

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی