دست خط های یادگاری

به طواف اندیشه با احرام آزادی ، همه برای یافتن است و رفتن و رنه در ماندن جز پوسیدن هیچ نیست...
دوشنبه, ۷ فروردين ۱۳۹۶، ۰۷:۴۷ ب.ظ

برای آنان که ایستاده اند ...

یا حق؛ جاری ننما بر قلممان جزء حق ...

برای آن‌ها ... مرتضی و روح‌الله ...

برای من اسم روح‌الله و مرتضی تداعی‌کننده مفاهیم مقدسی هستند که هیچ‌وقت نمی‌توانم خود را

 از این مفاهیم جدا ببینم، هیچ‌وقت نمی‌توانم بدون این مفاهیم زندگی کنم و آینده‌ای تهی از این

 مفاهیم برای خود ترسیم کنم و رنج و راحتی و تلاش و سرنوشت خود را در غیر این مفاهیم ببینم

 و بیابم ... مرتضی و روح‌الله برای من، منی که دهه هفتادی محسوب می‌شوم، منی که از جنگ

فقط «هیچ» را به خاطر دارم، منی که از مرز، فقط یک مفهوم انتزاعی اعتباری بلد هستم، منی که از



مسئولیت‌پذیری فقط صبح سروقت در مدرسه حاضر شدن و تکالیف و درس‌ومشق‌ها را به‌خوبی انجام دادن بعینه دیده‌ام و بقیه را الفاظ پرطمطراقی در دهان سخنگویان و بلندگو به دستان درک کرده‌ام برای من، دنیایی از تصویر است ...

روح‌الله و مرتضی برای من یعنی جنگ تمام نشده است؛ یعنی امروز به یک گروه اطلاعاتی قوی بعلاوه یک نقشه‌ی حساب‌شده بعلاوه گردانی خط‌شکن و تیپی آماده و سرزنده و لجستیک و پشتیبانی قوی نیاز داریم و اگر این‌ها آماده نباشند تک‌تک بچه‌های خط، مظلومانه و با لبی تشنه زیر تانک‌های دشمن له می‌شوند ... این یعنی امروز وقت عملیات است، وقت ایستادن، وقت دفاع، وقت حمله، وقت پشتیبانی است وقتی است که باید سربندهای «یا زهرا» را محکم ببندیم، قرآن آخرمان را بخوانیم و وصیتمان را بنویسیم و از همه طلب حلالیت کنیم و با شنیدن رمز عملیات به خط بزنیم ... این یعنی امروز روح‌الله و مرتضی پشت بی‌سیم تو را صدا می‌کنند ... این یعنی روح‌الله و مرتضی یکه و تنها چشمشان به آسمان است و زیر لب دعا می‌کنند ... روح‌الله و مرتضی هرگز برای من نمادی از پوتین‌های کهنه و پاره نیستند بلکه برای من نمادی از فرماندهی سرسخت و شجاع و با درایت و درعین‌حال محکم و استوار اند که در میدان نبرد ایستاده اند ... روح‌الله و مرتضی برای من امتداد محمدابراهیم همت و مهدی و حمید باکری و مهدی زین‌الدین و مصطفی چمران و حسن باقری و احمد متوسلیان هستند، برای من امتداد بسیجیانی هستند که ولی‌شان به آنان عشق می‌ورزید؛ برای من امتداد آنانی هستند که با اشاره خمینی به خط می‌زدند ...

روح‌الله و مرتضی برای من نمادی از هجرت هستند؛ هجرت از خود، از تمام شور و آرزوها و هوس‌های جوانی، هجرتی به‌سوی وظیفه، به‌سوی آنجا که باید بایستی، به‌سوی آنجا که باید بروی تا مبادا بچه‌ها قتل‌عام یا اسیر شوند ...

روح‌الله و مرتضی برای من فراتر از دو اسم و فراتر از دو شخصیت هستند، این‌ها برای من معلمانی هستند که ایستادگی تا آخرین لحظه را آموختند و اینکه پشت کردن به میدان جهاد یعنی پشت کردن به تمام آرمان‌هایی که یک مؤمن در زندگی خود آنان را ترسیم می‌کند، یعنی پشت کردن به تمام مجاهدت‌هایی که مؤمنین در طول تاریخ انجام داده‌اند تا پرچم این عقیده و ایمان به دست ما برسد، یعنی پشت کردن به راهی که خونمان باید در آن راه ریخته شود، یعنی پشت کردن به عهد ازلی خدا با مجاهدین فی سبیل اللهی که قرار است تا آخرین قطره خون حامی الله باشند حامی خط خدا و حزب خدا باشند ...

روح‌الله و مرتضی برای من یعنی اینکه بچه نباشم و همچون کودکان آرزوها و هوس‌های بی‌مقدار و زودگذر و ناچیز خودم را نبینم و به افق، جایی که خورشید از آن طلوع می‌کند چشم داشته باشم، جایی که در آنجا نه شغل معنا دارد نه مال و اموال و ثروت و نه سواد و مدرک بلکه تنها هجرت و جهاد و آرمان‌های ایمانی معنا دارد جایی که مطمئنم احمد متوسلیان در آنجا منتظر ماست با پوتین‌هایی آماده برای پرواز که کاری‌تر از صد براق‌اند و قرار است ما را تا اوج بهشت و قرب و رضوان الهی بالا ببرند و من مرتضی و روح‌الله را می‌بینم که راهیان و مسافران مطلع خورشیدند که مطلع خورشید مطلع عشق است ... .

روز دوشنبه، 14 تیرماه 1395




دریافت
عنوان: برای آنها که ایستاده اند ...
حجم: 90.1 کیلوبایت
توضیحات: برای آنها که ایستاده اند ...



نوشته شده توسط دست خط یادگاری
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

دست خط های یادگاری

به طواف اندیشه با احرام آزادی ، همه برای یافتن است و رفتن و رنه در ماندن جز پوسیدن هیچ نیست...

دست خط های یادگاری

به سراغ "من" اگر می آیید بدانید که به سراغ شیطان می آیید که "منِ فقر" همه از خصلت شیطان است ؛ اما اگر به سراغ فقیر حقیر سراپا تقصیر می آیید آهسته و آرام بیایید تا کنار سفره ی فکر و اندیشه ، لَختی گوش بکار آید و دل صفا یابد و عقل روان شود ... همه احرام آزادگی می بندیم و طواف اندیشه می نماییم تا که شاید به معراج حکمت و بهشتِ عمل نائل آیم ... کفشِ جدل و گفت و شنود را بنه که همه ثقل سفر است ...

نویسندگان

برای آنان که ایستاده اند ...

دوشنبه, ۷ فروردين ۱۳۹۶، ۰۷:۴۷ ب.ظ

یا حق؛ جاری ننما بر قلممان جزء حق ...

برای آن‌ها ... مرتضی و روح‌الله ...

برای من اسم روح‌الله و مرتضی تداعی‌کننده مفاهیم مقدسی هستند که هیچ‌وقت نمی‌توانم خود را

 از این مفاهیم جدا ببینم، هیچ‌وقت نمی‌توانم بدون این مفاهیم زندگی کنم و آینده‌ای تهی از این

 مفاهیم برای خود ترسیم کنم و رنج و راحتی و تلاش و سرنوشت خود را در غیر این مفاهیم ببینم

 و بیابم ... مرتضی و روح‌الله برای من، منی که دهه هفتادی محسوب می‌شوم، منی که از جنگ

فقط «هیچ» را به خاطر دارم، منی که از مرز، فقط یک مفهوم انتزاعی اعتباری بلد هستم، منی که از



مسئولیت‌پذیری فقط صبح سروقت در مدرسه حاضر شدن و تکالیف و درس‌ومشق‌ها را به‌خوبی انجام دادن بعینه دیده‌ام و بقیه را الفاظ پرطمطراقی در دهان سخنگویان و بلندگو به دستان درک کرده‌ام برای من، دنیایی از تصویر است ...

روح‌الله و مرتضی برای من یعنی جنگ تمام نشده است؛ یعنی امروز به یک گروه اطلاعاتی قوی بعلاوه یک نقشه‌ی حساب‌شده بعلاوه گردانی خط‌شکن و تیپی آماده و سرزنده و لجستیک و پشتیبانی قوی نیاز داریم و اگر این‌ها آماده نباشند تک‌تک بچه‌های خط، مظلومانه و با لبی تشنه زیر تانک‌های دشمن له می‌شوند ... این یعنی امروز وقت عملیات است، وقت ایستادن، وقت دفاع، وقت حمله، وقت پشتیبانی است وقتی است که باید سربندهای «یا زهرا» را محکم ببندیم، قرآن آخرمان را بخوانیم و وصیتمان را بنویسیم و از همه طلب حلالیت کنیم و با شنیدن رمز عملیات به خط بزنیم ... این یعنی امروز روح‌الله و مرتضی پشت بی‌سیم تو را صدا می‌کنند ... این یعنی روح‌الله و مرتضی یکه و تنها چشمشان به آسمان است و زیر لب دعا می‌کنند ... روح‌الله و مرتضی هرگز برای من نمادی از پوتین‌های کهنه و پاره نیستند بلکه برای من نمادی از فرماندهی سرسخت و شجاع و با درایت و درعین‌حال محکم و استوار اند که در میدان نبرد ایستاده اند ... روح‌الله و مرتضی برای من امتداد محمدابراهیم همت و مهدی و حمید باکری و مهدی زین‌الدین و مصطفی چمران و حسن باقری و احمد متوسلیان هستند، برای من امتداد بسیجیانی هستند که ولی‌شان به آنان عشق می‌ورزید؛ برای من امتداد آنانی هستند که با اشاره خمینی به خط می‌زدند ...

روح‌الله و مرتضی برای من نمادی از هجرت هستند؛ هجرت از خود، از تمام شور و آرزوها و هوس‌های جوانی، هجرتی به‌سوی وظیفه، به‌سوی آنجا که باید بایستی، به‌سوی آنجا که باید بروی تا مبادا بچه‌ها قتل‌عام یا اسیر شوند ...

روح‌الله و مرتضی برای من فراتر از دو اسم و فراتر از دو شخصیت هستند، این‌ها برای من معلمانی هستند که ایستادگی تا آخرین لحظه را آموختند و اینکه پشت کردن به میدان جهاد یعنی پشت کردن به تمام آرمان‌هایی که یک مؤمن در زندگی خود آنان را ترسیم می‌کند، یعنی پشت کردن به تمام مجاهدت‌هایی که مؤمنین در طول تاریخ انجام داده‌اند تا پرچم این عقیده و ایمان به دست ما برسد، یعنی پشت کردن به راهی که خونمان باید در آن راه ریخته شود، یعنی پشت کردن به عهد ازلی خدا با مجاهدین فی سبیل اللهی که قرار است تا آخرین قطره خون حامی الله باشند حامی خط خدا و حزب خدا باشند ...

روح‌الله و مرتضی برای من یعنی اینکه بچه نباشم و همچون کودکان آرزوها و هوس‌های بی‌مقدار و زودگذر و ناچیز خودم را نبینم و به افق، جایی که خورشید از آن طلوع می‌کند چشم داشته باشم، جایی که در آنجا نه شغل معنا دارد نه مال و اموال و ثروت و نه سواد و مدرک بلکه تنها هجرت و جهاد و آرمان‌های ایمانی معنا دارد جایی که مطمئنم احمد متوسلیان در آنجا منتظر ماست با پوتین‌هایی آماده برای پرواز که کاری‌تر از صد براق‌اند و قرار است ما را تا اوج بهشت و قرب و رضوان الهی بالا ببرند و من مرتضی و روح‌الله را می‌بینم که راهیان و مسافران مطلع خورشیدند که مطلع خورشید مطلع عشق است ... .

روز دوشنبه، 14 تیرماه 1395




دریافت
عنوان: برای آنها که ایستاده اند ...
حجم: 90.1 کیلوبایت
توضیحات: برای آنها که ایستاده اند ...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۱/۰۷

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی