دست خط های یادگاری

به طواف اندیشه با احرام آزادی ، همه برای یافتن است و رفتن و رنه در ماندن جز پوسیدن هیچ نیست...
پنجشنبه, ۱۲ دی ۱۳۹۲، ۰۶:۳۰ ق.ظ

یادگاری های عزیز ما ؛ آقا صادق (امیر علی ) بابایی

صادق بابایی

اینکه روبروی آینه بایستی و آینه رو تماشا کنی شاید از قبیلِ "کرامات شیخ ما این است   حلوا را خورد و گفت
شیرین است " باشد و حُسن که چه بگویم ، برای اهل ادب و آداب بسا جسارت باشد ... اما اینکه آینه ای

صاف  باشی و اندکی بالاتر از کرامات شیخ ما ،  شاید که نه ، حتما دیدنی خواهی بود و مورد اشتیاق با صفا-
 های  عالم و بی صفا هایش ...
آینه که می گویم هزار و یک واژه ی دیگر در ذهنت صف می کشند اما یکی سینه اش را صاف صاف کرده و
بیشتر از بقیه در چشم می آید ، به سراغش که می روی می بینی که درست خودش است ؛ خوب انتخابی
است و تو بگو بهترین انتخاب ...
واژه ی صداقت و من همین واژه را برای توصیف دوستم دارم و بس ...
و شاید این قلم طعم صداقت را نچشیده باشد اما با تعهد خوب آشناست و اینکه تو به آینه تعهد و فاداری یعنی
قدم اول راست بودن را برداشته ای و کج بودن را نه حسنی است و نه صفایی و این تعهد قصه ی مفصلی دارد
که آن هم یادگاری است از یادگاری های ما ...
آینه نه یعنی رک ، آینه نه یعنی تهی از اندیشه ، آینه نه یعنی تهی از تدبیر که آینه یعنی درس صداقت و اینکه
با من است نه بر ضد من و این نه یعنی آینه هاج و واج میان صد رنگی هاست که آینه همراه یک دل حق و
حقیقت است و صداقت بزرگترین درسی است که من از دوست که چه عرض کنم شاید کلاس پایینی داشته
باشد بلکه از یار خراسانی خویش آموخنه ام و مهر خوبان همه در دل می ماند و به شکستن شیشه بیرون
نمی رود هرگز...


نوشته شده توسط دست خط یادگاری
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

دست خط های یادگاری

به طواف اندیشه با احرام آزادی ، همه برای یافتن است و رفتن و رنه در ماندن جز پوسیدن هیچ نیست...

دست خط های یادگاری

به سراغ "من" اگر می آیید بدانید که به سراغ شیطان می آیید که "منِ فقر" همه از خصلت شیطان است ؛ اما اگر به سراغ فقیر حقیر سراپا تقصیر می آیید آهسته و آرام بیایید تا کنار سفره ی فکر و اندیشه ، لَختی گوش بکار آید و دل صفا یابد و عقل روان شود ... همه احرام آزادگی می بندیم و طواف اندیشه می نماییم تا که شاید به معراج حکمت و بهشتِ عمل نائل آیم ... کفشِ جدل و گفت و شنود را بنه که همه ثقل سفر است ...

نویسندگان
صادق بابایی

اینکه روبروی آینه بایستی و آینه رو تماشا کنی شاید از قبیلِ "کرامات شیخ ما این است   حلوا را خورد و گفت
شیرین است " باشد و حُسن که چه بگویم ، برای اهل ادب و آداب بسا جسارت باشد ... اما اینکه آینه ای

صاف  باشی و اندکی بالاتر از کرامات شیخ ما ،  شاید که نه ، حتما دیدنی خواهی بود و مورد اشتیاق با صفا-
 های  عالم و بی صفا هایش ...
آینه که می گویم هزار و یک واژه ی دیگر در ذهنت صف می کشند اما یکی سینه اش را صاف صاف کرده و
بیشتر از بقیه در چشم می آید ، به سراغش که می روی می بینی که درست خودش است ؛ خوب انتخابی
است و تو بگو بهترین انتخاب ...
واژه ی صداقت و من همین واژه را برای توصیف دوستم دارم و بس ...
و شاید این قلم طعم صداقت را نچشیده باشد اما با تعهد خوب آشناست و اینکه تو به آینه تعهد و فاداری یعنی
قدم اول راست بودن را برداشته ای و کج بودن را نه حسنی است و نه صفایی و این تعهد قصه ی مفصلی دارد
که آن هم یادگاری است از یادگاری های ما ...
آینه نه یعنی رک ، آینه نه یعنی تهی از اندیشه ، آینه نه یعنی تهی از تدبیر که آینه یعنی درس صداقت و اینکه
با من است نه بر ضد من و این نه یعنی آینه هاج و واج میان صد رنگی هاست که آینه همراه یک دل حق و
حقیقت است و صداقت بزرگترین درسی است که من از دوست که چه عرض کنم شاید کلاس پایینی داشته
باشد بلکه از یار خراسانی خویش آموخنه ام و مهر خوبان همه در دل می ماند و به شکستن شیشه بیرون
نمی رود هرگز...
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۲/۱۰/۱۲

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی