دست خط های یادگاری

به طواف اندیشه با احرام آزادی ، همه برای یافتن است و رفتن و رنه در ماندن جز پوسیدن هیچ نیست...

یادگاری های عزیز ما ؛ آقا رضا خدایی

reza khodayi


"راحت نمی توانم بگویم" همین برای معرفی یک فرد کافی است و با همین جمله هزاران حرف نگفته

می گویی و اهل اشاره را همین هزار حرف نگفته بس است که فرد را کجای دلت نشانده ای ...

راحت نمی توانم بگویم یعنی واژه برای توصیف کم دارم یعنی همین دائره ی لغاتم برای بیان اوج عزیز بودن

محدود است ، یعنی به قول بروبچ طرف اند رفاقته ، یعنی همین هایی که گفتم و نگفتم.

از الف که شروع می کنی به واژه ی آرام می رسی و کمی جلوتر سین که ما را به خانه ی ساده می برد

و همه چیز در برابر صمیمیت رنگ می بازد ؛ آرام و ساده و صمیمی.

همین سه واژه پل هایی بودن به وسعت یک دوستی بین من و آقا رضا که فکر می کنم الان سخت مشغول

درس و تحقیق و مطالعه است و البته که بسیار مراقب به آداب معاشرت بود و اهل صداقت...

همسایه بودیم و دوست و حیف که حالا دوریم و دوست ...



نوشته شده توسط دست خط یادگاری
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

دست خط های یادگاری

به طواف اندیشه با احرام آزادی ، همه برای یافتن است و رفتن و رنه در ماندن جز پوسیدن هیچ نیست...

دست خط های یادگاری

به سراغ "من" اگر می آیید بدانید که به سراغ شیطان می آیید که "منِ فقر" همه از خصلت شیطان است ؛ اما اگر به سراغ فقیر حقیر سراپا تقصیر می آیید آهسته و آرام بیایید تا کنار سفره ی فکر و اندیشه ، لَختی گوش بکار آید و دل صفا یابد و عقل روان شود ... همه احرام آزادگی می بندیم و طواف اندیشه می نماییم تا که شاید به معراج حکمت و بهشتِ عمل نائل آیم ... کفشِ جدل و گفت و شنود را بنه که همه ثقل سفر است ...

نویسندگان

reza khodayi


"راحت نمی توانم بگویم" همین برای معرفی یک فرد کافی است و با همین جمله هزاران حرف نگفته

می گویی و اهل اشاره را همین هزار حرف نگفته بس است که فرد را کجای دلت نشانده ای ...

راحت نمی توانم بگویم یعنی واژه برای توصیف کم دارم یعنی همین دائره ی لغاتم برای بیان اوج عزیز بودن

محدود است ، یعنی به قول بروبچ طرف اند رفاقته ، یعنی همین هایی که گفتم و نگفتم.

از الف که شروع می کنی به واژه ی آرام می رسی و کمی جلوتر سین که ما را به خانه ی ساده می برد

و همه چیز در برابر صمیمیت رنگ می بازد ؛ آرام و ساده و صمیمی.

همین سه واژه پل هایی بودن به وسعت یک دوستی بین من و آقا رضا که فکر می کنم الان سخت مشغول

درس و تحقیق و مطالعه است و البته که بسیار مراقب به آداب معاشرت بود و اهل صداقت...

همسایه بودیم و دوست و حیف که حالا دوریم و دوست ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی